آقاي ابطحي متاسفانه شما هزينه ي بسياري در راستاي اعتراضات اخير پرداخته ايد،همكاران شريف هم با نام و چهره ي شما آشنايي دارند.خواهش مي كنم بيشترخودتان را به خواندگان گرامي بشناسانيد.
ليسانس فيزيك هستم،از30/آبان ماه/1360 در استخدام آموزشو پرورش بوده ام،وفيزيك تدريس مي كنم.داراي 25 سال پيشينه ي خدمت مي باشم.
بسياري ازدانش آموزانم تحصيلات دانشگاهي دارند.ودرپست هاي گوناگون ازجمله خود آموزش و پرورش دارند خدمت مي كنند.
داراي 3 فرزندپسرو3 فرزند دخترمي باشم،3ته تاازفرزندانم داراي مدارج دانشگاهي دررشته هاي فيزيك،رياضي كاربردي و مهندسي هوافضامي باشند.
حكمي كه هيات بدوي براي شما زده چيست؟ به چه خاطر؟
هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان بنده را به بازنشستگي زودهنگام و كاهش دوگروه محكوم كرده است.به جرم اينكه ماوهمكارانمان فرياد مي زنيم، كه آموزش و پرورش درخطراست،آينده ي جوانان اين مرزو بوم درخطر است،درجامعه تبعيض هست.اين كاربيشتربراي آسيب رساندن به فعاليت هاي تشكلها ي صنفي وايجاد نگراني بين همكاران اين رفتارهاراازخودنشان مي دهند.
آيا به اين حكم معترض هستيد؟ مي خواهيد چگونه اعتراض خود را ابراز كنيد؟
بنده شديدا به اين راي معترض هستم.وبايد براي شيوه ي بيان اعتراض خود بيشتر بينديشم.
اتهام واردشده به شما چيست؟ آيا شما اين اتهامات رامي پذيريد؟
موارد اتهام از ديدآنها :
ترك محل خدمت،شركت در تجمعات و اعتصابات غيرقانوني،و تحريك همكاران به اعتراض واعتصاب بيان شده است،اهانت،هتك حرمت به مسئولين و نشر اكاذيب به هيچ وجه ،نه تنها براي اينجانب مجازاتي نبايد وضع شود بلكه صادر كنندگان اين گونه آراء به خاطر پرونده سازي وتهمت زدن وقانون شكني بايد مورد باز خواست قرار گيرند. . من وهمكارانم هيچكدام از اين اتهامات را نمي پذيرم.
با آقاياني كه اين احكام را صادر كرده اند، چه سخني داريد؟
قطعا من از آنها نمي گذرم . آنها اگر قدرت خداوند رانافذ مي دانند،بايستي بيشتر در مورد اينگونه احكام بينديشند. پرسش من از آنها اين است كه:
آيا پس از صدور اين احكام آرامش دارند؟!
چه صحبتي باهمكاران خود داريد؟
از همكاران مي خواهم كه بيشتر بردبار و شكيبا باشند.و ازاين برخوردها نگران نباشند. آنچه ماندني است حق است. وستم ناپايداراست. بنابراين من خواهشم از همكاران اين است كه تلاش كنند،كه حق را كمك كرده واز باطل دوري كنند.ماهمواره خواهان عدالت هستيم.
آقا مجتبا از اين پس براي معيشت خانواده چه راهكاري انديشيده ايد؟
خداوند بزرگتر از آن است كه ما و آنها فكر مي كنيم،وانسان كوچك تر از آن است كه بتواند، روزي كسي را كمتر يا بيشتر كند.من وظايفي در برابر آفريدگار خود دارم.كه اميدوارم بتوانم به وظايف خود عمل كنم. روزي من و همه ي آفريده ها دست خداست.
اگر سخن ناگفته اي داريدبفرماييد.
حضرت علي ابن ابيطالب درنامه اي به عثمان ابن حنيف استانداربصره نوشته است:
اي پسر حنيف هركسي را امامي است،اگر امام تو من هستم،از خوردني ها به دو قرص نان و از پوشيد ني ها به دو جامه ي كهنه بسنده كرده ام. تونمي تواني مانند من باشي ، لكن مرا با ورع وزهد ياري كن، شنيده ام برسر سفره اي نشسته اي كه از آن سفره فقرا را بهره اي نيست.
اكنون پرسش اين است كه:
آيا مسئولين ما برسر سفره اي مي نشينند،كه فقرا از آن بهره مند هستند؟
.......................................
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
..."فرزاد کمانگر را دریابیم" شاهد علوی
با عرض پوزش و تشکر از معلم ارجمند ادبیات. شعر زیر از گلسرخی است که به اشتباه آقای محمدی تایپ شده بود
نشست همدلي در شهر انديشه وخرد
دفتر تحکيم وحدت خواستار عذر خواهی و استعفای وزير علوم شد،
تجمع بازنشستگان کرمانشاه در ۱۳ خرداد۸۷
بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران،تهران در حمایت از بازنشستگان
فرزاد کمانگررا آزاد کنید
قوه قضاییه حکم اعدام کمانگر را تأیید کرد
تجمع فرهنگیان خمینی شهر
این تصمیم در روز پنج شنبه و در پی حمایت معلمان خمینی شهر از رییس صنف آقای ابطحی گرفته شد:
درباره وبلاگ

از نظر بعضی ها وبلاگی که مشاهده می کنید توهمی بیش نیست.اصلا وجود نداره. همون طور که معلمها نباید وجود داشته باشند. چرا؟
عرض می کنم.
ریاست قبلی آموزش و پرورش خمینی شهر که خود حامی اصلی کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر بود و انتخابات اول راهم برگزار کرد پس از مدتی پشیمان شد و کانون را غیر قانونی اعلام کرد و البته مخالفت با آن را واجب دانست. اواخر دوره چپی ها که سروصدای معلمها اوج گرفت کانون هم که محبوبیت داشت تاثیر گذار شد. این برادران راستی که اومدن سر کار اوائل نمیدونستن کانون یعنی چه و در حمایت کردن از کانون و جلب حمایت از اون بر هم پیشی میگرفتن. البته بی منظور هم نبودن. ولی وقتی که اعتراضات شروع شد دوباره کانون غیر قانونی اعلام شد و مجوز صادر نشده هم باطل!
حالا هم که تمامی اعضاء زندانی و اخراج و بازخرید و تبعید و انفصال و لت و پار...
اما کور خوندن. مگه کانون همین چار پنج نفرن؟؟!! پس 1 ملیون معلم دیگه چکاره اند؟ کانون صنفی یعنی همه معلمان ایران.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY