آقاي مجيري اگر چه شمابراي  فرهنگيان وخوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس ازاين همه سال پيشينه ي خدمت چگونه زندگي مي كند،وكسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيه اي دارد؟

به نام خدا

      من حميد مجيري هستم،اهل خميني شهراصفهان،معلم رياضيات،با مدرك فوق ديپلم رياضي ، 14 سال است كه تدريس مي كنم،بخش مهمي ازدرآمدم صرف پرداخت  قسط خانه مي شود.معلمي را دوست دارم. و به دانش آموزان عشق مي ورزم. با موسيقي هم مانوس هستم،بسياري از دانش آموزان من فارغ التحصيل دانشگاه هاي معتبر هستند.وقتي آنها را مي بينم كه اينچنين از لحاظ تحصيل پيشرفت كرده اند لذت مي برم. احساس مي كنم درخت زندگي و تلاش من به ثمر نشسته است.

 

   آقاي مجيري با كمال تاسف شنيده ايم كه شمارا ازكار و تدريس اخراج كرده اند،بفرماييد اين حكم به وسيله ي چه كساني صادر شده است؟

    بله، درست است. روز 24تيرماه 1386 نامه اي توسط هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان ،كه مهر و امضا شدبود، به دستم رسيد. برپايه ي اين حكم من از تاريخ 7/تيرماه / 1386 ازكاروتدريس بركنارهستم.

 

   حميد آقا مي شود بفرماييد؛ ازديد هيات بدوي، شما به چه جرمي اخراج هستيد؟

   از ديدگاه هيات بدوي تخلفات و اتهامات من :

  *** شركت در تحصن، اعتصاب در مدرسه، تظاهرات غير قانوني ، و تحريك معلمان به تحصن، تجمع و اعتصاب.

*** نشر اكاذيب، اهانت و هتك حيثيت.

*** ترك خدمت در اوقات مقرر اداري است.

اما ازديد خودم وهمكاران فرهنگي، جرم من عدالت طلبي، حق خواهي، و درخواست ازمسئولين براي عمل به وظايف قانوني و اجراي قوانيني كه از طرف دولت و مجلس تصويب شده است.

 

بطور ويژه بفرماييد درخواست صنفي شما از مسئولين چيست؟

   درخواست هاي صنفي معلمان دربيانيه ها و روزنامه هاوبرخي تومارها گفته شده،اماتوجه به مسائلي مانند:افزايش حقوق معلمان تا بالاي خط فقر،نگاه مسئولين به مشكلات معلمان اززاويه ي صنفي نه سياسي وامنيتي،پذيرش اتحاديه هاوكانون هاي صنفي معلمان كشوربه عنوان نهادي قانوني،مهم مي باشد. زيرااين تشكل هابسترخوبي براي انتقال مسائل ومشكلات معلمان به مسئولين مي باشد.

  آياازديدشماميزان جرم ومجازات باهم برابرهستند؟

من جرمي مرتكب نشده ام،همه ي تجمعات وتحصنات كاملا قانوني مي باشد.واين شيوه ي مجازات اصلا به حق نيست.

    ازديد شما امضا كنندگان اين حكم چه پاسخي به خداوند خواهند داد؟

خوشبختانه من جاي اين افراد نيستم،و آنها خودشان بايد پاسخگوي اين پرسش باشند.اما آنهايي كه دستپاچه و با شتاب چنين احكامي صادر مي كنند،در آينده به عذاب وجدان گرفتار خواهندشد.

وبه جرات مي گويم اين نخستين فرياد عدالت خواهي وحق طلبي نبوده و بي گمان آخرين فرياد هم نيست،هيچكس نمي تواند با ظلم وستم وتزويروبيداد،فرياددادخواهي مظلومان راخاموش كند.

 هرشب ستاره اي به زمين مي كشندوباز      اين آسمان غمزده غرق ستاره است.

 

    حميد جان ازاين پس مي خواهيد چگونه معاش خانواده ي خود را فراهم كنيد؟

    خداوند مهربان وبلند مرتبه است ، بي گمان مارا تنها نخواهد گذاشت.من هميشه به خدا پناه برده ام. و از اين پس هم تنها پناه گاهم او خواهد بود.

                                                                              پایان

   


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 7:39 موضوع | لینک ثابت