از نظر بعضی ها وبلاگی که مشاهده می کنید توهمی بیش نیست.اصلا وجود نداره. همون طور که معلمها نباید وجود داشته باشند. چرا؟ عرض می کنم. ریاست قبلی آموزش و پرورش خمینی شهر که خود حامی اصلی کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر بود و انتخابات اول راهم برگزار کرد پس از مدتی پشیمان شد و کانون را غیر قانونی اعلام کرد و البته مخالفت با آن را واجب دانست. اواخر دوره چپی ها که سروصدای معلمها اوج گرفت کانون هم که محبوبیت داشت تاثیر گذار شد. این برادران راستی که اومدن سر کار اوائل نمیدونستن کانون یعنی چه و در حمایت کردن از کانون و جلب حمایت از اون بر هم پیشی میگرفتن. البته بی منظور هم نبودن. ولی وقتی که اعتراضات شروع شد دوباره کانون غیر قانونی اعلام شد و مجوز صادر نشده هم باطل! حالا هم که تمامی اعضاء زندانی و اخراج و بازخرید و تبعید و انفصال و لت و پار... اما کور خوندن. مگه کانون همین چار پنج نفرن؟؟!! پس 1 ملیون معلم دیگه چکاره اند؟ کانون صنفی یعنی همه معلمان ایران.