تبليغاتX
 یار دبستانی
 

شیر تو شیر آبادی به نام خمینی شهر و نامرد خانه ای به نام سیاست...

                                         

روی عکسها کلیک کنید. آقای املایی که در عکس اولی همراه آقای ابطحی نماینده فعلی خمینی شهر گام بر میدارد تاچند ماه پیش فرماندار شهرستان بود. واز اتفاق معلم و دشمن صنف معلمان . در عکس دوم نامبرده در نماز خانه فرمانداری شهرستان به نماینده محبوبش اقتدا نموده است . اما امان از روزگار که پس از خلعیت از فرمانداری چنا خطابه ای بر ابطحی کوفت که گوش فلک را کر کرد و ابطحی را از انسانیت محروم و سی دی آن در گوچه و بازار نایاب و پر طرفدار...        


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 18:9 موضوع | لینک ثابت


به نام خداوند جان وخرد

  بيا نيه كانون صنفي معلمان ايران به مناسبت سالگرد وقايع اسفند ماه 1385

سالي ديگر گذشت وسالگردي ديگر فرارسيد ، اميدهايي ديگر برباد رفت وياس هايي بيشتر ريشه دواند. اسفند ماه امسال ياد آور شيريني ها و تلخي ها ، شكست ها و پيروزي ها ي بسيار است. شيريني پيروزي برتفرقه وپراكندگي وچشيدن طعم همدلي و تلاش براي تامين منافع جمعي و تلخي عذاب آور افشاي بي صداقتي مدعيان حفاظت از ارزش ها.
اسفند ماه براي معلمان ياد آور مظلوميت و بي پناهي و براي دولتيان ياد آور هجوم بر عدالت طلبي و صداقت پيشگي است. جامعه وتاريخ قضاوت خواهند كرد چه كسي پيروز شد وچه كسي شكست خورد.

همكاران گرامي!

درآستا نه 23اسفند قرارداريم روزي كه حافظان امنيت جامعه وارونه پوشيدن پوستين مهرورزي را به رخ تمامي مردم ايران كشيدند. 23اسفند 1385 را نمي توان ونبايد از ياد وخاطره ها زدود . نه فقط به اين دليل كه صدها تن ازهمكاران مان مورد اهانت ، ضرب وشتم و بازداشت قرار گرفتند، - كه البته درجاي خود بسيار اهميت دارد- نه فقط به اين دليل كه چهره كريه خشونت درپيش چشمان نمايندگان ملت!! به رخ كشيده شد وهيچ نداي اعتراضي ازدرون اين خا نه برنخاست . 23 اسفند را به اين دليل بايد به خاطر سپرد كه مانند يك تب تند وسوزان نشاني از بيماري يك جامعه را آشكار ساخت . جامعه اي كه مديرانش فرصت گفت و گو ومفاهمه را مي سوزانند تا زور را جانشين منطق نمايند. تا كسي نفهمد كه اساسا" پاسخي ندارند تا پاسخگو باشند. روش آن ها گسترش ترس ، بي اعتقادي و بي اعتمادي به خود وديگران است.

همكاران گرامي!

يكسال از تجمعات پرشور درمقابل مجلس شوراي اسلامي گذشت، يكسال از وعده هاي بي پشتوانه برخي ازنمايندگان مجلس پيرامون اجرايي شدن لايحه مديريت خدمات كشوري ازابتداي سال 86 گذشت. دولت كنوني به هيچوجه خود راملزم ومتعهد به اجراي مصوبات مجلس نمي داند وبه بهانه هاي مختلف ازاجراي قانون مديريت خدمات كشوري حتي درسال 1387 سرباز مي زند. لذا كانون صنفي معلمان ايران كليه همكاران فرهنگي را به همدلي ، اتحاد ومنسجم شدن درچارچوب تشكل هاي صنفي دعوت مي نمايد.زيرا اعتقاد راسخ داريم كه جز با اقدام گروهي ، هماهنگ ومتشكل هيچ راه ديگري براي احياي حقوق ازدست رفته خود نخواهيم يافت.
اكنون باتوجه به اينكه درآستانه اولين سالگرد تجمعات به ياد ماندني اسفندماه 85 قرارگرفته ايم ، اسامي و برنامه هاي گراميداشت سالگرد روزهاي 15 تا 23 ا سفند ما ه كه فاصله تجمع باشكوه فرهنگيان (15 اسفند) وپاسخ خشونت بار به آنان(23 اسفند) بوده است را به شرح زير اعلام مي نمايد:

15/12/86 روز همبستگي معلمان ايران
16/12/86 روز تقدير ازحقوقدانان حامي معلم
17/12/86 و 18/12/86 روز تقديرازمعلمان سرافراز درجمع فعالان صنفي سراسر كشور
19/12/86 روز پي گيري مطا لبات معلمان ايران
20/12/86 روز تقدير ازخبرنگاران حامي معلم
21/12/86 روز تقدير ازنمايندگان مدافع حقوق معلما ن
22/12/86 روز مرور خاطرات اسفندماه 85
23/12/86 روز نفي خشونت ودفاع از حقوق شهروندي

ضمنا اجراي برنامه هاي زير درروزهاي 19 و3 2 اسفند درمدارس به همكاران گرامي پيشنهاد مي شود:
- روز 19/12/86 تشكيل جلسه شوراي معلمان درمدارس .
موضوع جلسه : پي گيري خواسته هاي صنفي معلمان و نوشتن نامه و تهيه طومار براي مسئولين ازطريق مدارس.
- روز23/12/ 86 دراعتراض به برخورد خشونت آميزبا فرهنگيان در23 اسفندماه 1385 درساعت دوم ازحضور دركلاس خود داري مي نماييم .

كانون صنفي معلمان ايران ازكليه همكاران فرهنگي تقاضا مي نمايد به مناسبت رو ز مرور خاطرات اسفندماه (22/12/86) خاطرات خود از وقايع بهمن واسفند85 را جهت درج درسايت كانون صنفي معلمان ايران با آدرس : www.moalleman1.com تا قبل از 22 اسفند به صورت الكترونيكي پست نمايند.
همچنين ازهمكاران فرهنگي درخواست مي شود جهت تكميل آرشيو فعاليت هاي صنفي معلمان، خاطرات و مدارك خود اعم از فيلم ، عكس و . . . را تا پايان فروردين ماه سال 1387 به آدرس زير ارسال نمايند:
تهران ، م . محمديه خ . مولوي خ . تختي ك . آذر پندار پلاك 20 . كد پستي: 1197674361

                                                           كانون صنفي معلمان ايران


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 19:8 موضوع | لینک ثابت


نامه يک معلم محکوم به اعدام به شاگردانش

فرزاد کمانگر

farzadkamangar.jpg

بچه ها سلام،

دلم براي همه شما تنگ شده، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگي ميسرايم، هر روز به ‏جاي شما به خورشيد روزبخير ميگويم، از لاي اين ديوارهاي بلند با شما بيدار ميشوم، با شما ميخندم و با شما ‏ميخوابم. گاهي "چيزي شبيه دلتنگي" همه وجودم را ميگيرد. ‏

کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمي ميناميديم، و خسته از همه هياهوها، گرد و غبار ‏خستگيهايمان را همراه زلالي چشمه روستا به دست فراموشي ميسپرديم، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ‏‏"صداي پاي آب" و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفوني زيباي طبيعت کلاس درسمان ‏را تشکيل ميداديم و کتاب رياضي را با همه مجهولات زير سنگي ميگذاشتيم چون وقتي بابا ناني براي تقديم ‏کردن در سفره ندارد چه فرقي ميکند، پي سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده، درس علوم را با همه ‏تغييرات شيميايي و فيزيکي دنيا به کناري ميگذاشتيم و به اميد تغييري از جنس "عشق و معجزه" لکه هاي ابر ‏را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييري ميمانيدم که کورش همان همکلاسي پرشورتان را ‏از سر کلاس راهي کارگري نکند و در نوجواني از بلنداي ساختمان به دنبال نان براي هميشه سقوط ننمايد و ‏ترکمان نکند، منتظر تغييري که براي عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر ‏از نقل و شيريني براي همه به همراه داشته باشد.‏

کاش ميشد دوباره و دزدکي دور از چشمان ناظم اخموي مدرسه الفباي کرديمان را دوره ميکرديم و براي هم ‏با زبان مادري شعر مي سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ‏ميرقصيديم.

کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولي همان دروازه بان ميشدم و شما در روياي رونالدو شدن به آقا معلمتان ‏گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از ‏قاب عکسمان غبار فراموشي به خود ميگيرد، کاش ميشد باز پاي ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس ‏اول ميشدم، همان دختراني که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکي مينويسيد کاش دختر به دنيا ‏نميامديد.

ميدانم بزرگ شده ايد، شوهر ميکنيد ولي براي من همان فرشتگان پاک و بي آلايشي هستيد که هنوز "جاي ‏بوسه اهورا مزدا" بين چشمان زيبايتان ديده ميشود، راستي چه کسي ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر ‏نبوديد، کاغذ به دست براي کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از "خاک فراموش شده ‏خدا" به دنيا نمي آمديد، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگي با چشماني پر از اشک و حسرت "زير تور سفيد ‏زن شدن" براي آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و "قصه تلخ جنس دوم بودن" را با تمام وجود تجربه کنيد. ‏دختران سرزمين اهورا، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براي فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه ‏تاجي از گل بسازيد حتماً از تمام پاکي ها و شادي هاي دوران کودکيتان ياد کنيد.‏

پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد، بخوانيد و بخنديد چون بعد از "مصيبت ‏مرد شدن" تازه "غم نان" گريبان شما را گرفته، اما يادتان باشد که به شعر، به آواز، به ليلاهايتان، به ‏روياهايتان پشت نکنيد، به فرزندانتان ياد بدهيد براي سرزمينشان براي امروز و فرداها فرزندي از جنس ‏‏"شعر و باران" باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايي نه چندان دور درس عشق و صداقت را براي ‏سرزمينمان مترنم شويد.‏

رفيق، همبازي و معلم دوران کودکيتان

فرزاد کمانگر - زندان رجايي شهر کرج


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت


قوه قضاييه ايران بايد حکم اعدام معلم کرد، فرزاد کمانگر را لغو کند.

 

 معلم کــُــرد شکنجه و به مرگ محکوم شد، ديده بان حقوق بشر

(واشنگتن دی سی، 27 فوريه، 2008) - سازمان ديده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد که قوه قضاييه ايران بايد حکم اعدام معلم کرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمان های جامعه مدنی فعال بوده است.


(واشنگتن دی سی، 27 فوريه، 2008) - سازمان ديده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد که قوه قضاييه ايران بايد حکم اعدام معلم کرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمان های جامعه مدنی فعال بوده است.

مقامات مسئول همچنان موظفند درباره اظهارات کمانگر مبنی بر اينکه وی در حين بازداشت شکنجه شده است تحقيق کنند و هر ماموری را که در اين آزار و اذيت فيزیکی شرکت داشته است مسئول بدانند.

جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: "پرونده فرزاد کمانگر نشانگر اين است که چگونه نقض حقوق بشر در ايران عادی شده است. کمانگر شکنجه شده، مورد محاکمه غير عادلانه قرار گرفته و هم اکنون با حکم اعدام مواجه است."

روز 25 فوريه، شعبه 30 دادگاه انقلاب کمانگر را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" به اعدام محکوم کرد. دادستان ادعا کرد که کمانگر از اعضای "حزب کارگران کردستان" (PKK) است.

مطابق با اظهارات وکيل کمانگر، اين دادگاه التزام های قانونی ايران را که منوط به محاکمه علنی اين قبيل پرونده ها با حضور هيئت منصفه است را نقض کرده است. وی همچنين به سازمان ديده بان حقوق بشر اظهار داشت که مقامات دادگاه درخواست وی برای تبعیت از الزامات قانونی آيين دادرسی را به سخره گرفتند.

مقامات، کمانگر را در ماه ژوئيه 2006 در تهران بازداشت کرده و او را در بازداشتگاه هاي گوناگون در کردستان، کرمانشاه، و تهران نگاه داشته اند. کمانگر اظهار داشته است که در ماه اوت 2006، هنگام بازداشت در بند 209 زندان اوين، ماموران او را به حدی شکنجه کردند که ناچار شدند وی را برای معالجه پزشکی به درمانگاه زندان منتقل کنند. کمانگر، همچنين گزارش هایی مبنی بر آزار و اذيت و شکنجه در حين بازداشت وی در شهر های سنندج کردستان و استان کرمانشاه ارائه داده است.

وکیل کمانگر به سازمان ديده بان حقوق بشر گفت اولين باری که با موکلش ملاقات کرده بود دست و پاهای او در اثر بدرفتاری ها در حين بازداشت و بازجويی می لرزيده است. کمانگر، خود جزئيات چگونگی شکنجه شدنش را در نامه اي از زندان مختصراً تقریر کرده است. ديده بان حقوق بشر يک نسخه از اين نامه را دريافت کرده است.

قبل از دستگيری، کمانگر دوازده سال در شهر کامياران به عنوان معلم کار کرده و عضو هيئت مديره شاخه محلی انجمن صنفی معلمان و يکی از گروه های محلی حامی محيط زيست بوده است. کمانگر برای ماهنامه "رويان" از نشريات اداره آموزش و پروش شهر کامياران می نوشته است. او همچنين نویسنده يک سازمان حقوق بشر محلی بوده که نقض شدن حقوق بشر در کردستان و استان های ديگر را مستند سازی می کند.

سازمان ديده بان حقوق بشر با مجازات اعدام به دليل ماهيت بی رحمانه و غير انسانی آن تحت هرگونه شرايطی مخالف است.

ستروک گفت: "اين پرونده به مقامات ايرانی اين فرصت را می دهد که نشان دهند چگونه توانايی جبران و تحقیق در مورد وضعيتی که شواهدی عمده مبنی بر محاکمه غير عادلانه و شکنجه موجود است را دارند.


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت


جمعه 3 اسفند1386

بيانيه ي كانون صنفي معلمان ايران دوم اسفند86

به نام خداوند جان و خرد

تشکل های صنفی، معلمان گرامی                                                                                                

درودبرشما

 

       همان طورکه می دانیدپیشرفت جوامع دردنیای امروزمدیون تخصصی شدن شیوه های ارائه خدمت به بشریت است.نهادهای مدنی برای سازماندهی مردم وحضور آنهادرصحنه های اجتماعی توسط خودمردم تشکیل و ازلحاظ ماهیتی،ساختاری وکارکردی به دودسته عمده تقسیم می شوند:

1- اتحادیه ها و تشکل های صنفی

2-احزاب سیاسی

 

براساس تعریف سازمان ملل متحد، NGO  ها یا تشکل های غیر دولتی بايددارای 4 ویژگی باشند:

1-  از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزادباشند.

2-فعالیت های سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند.

3-غیرانتفاعی باشند،وفعالیت اقتصادی نکنند.

4-فاقدفعالیت های خشونت آمیزبوده وباگروه های بزهکارمرتبط نباشند.

 

         تشکل ها وهمکاران گرامی،همانطورکه می دانیدازسال78تاکنون تشکل های صنفی برمبنای اساس نامه ی صنفی خودخواستاراصلاح ساختار آموزش وپرورش وتبدیل آن به آموزش وپرورشی پویا، نیرومند،تاثیرگذار،آزادمنش ودریک کلام کارخانه ی انسان سازاست.همچنین کانون صنفی معلمان ایران هدفی جزاحقاق حقوق فرهنگیان درکسب جایگاه مقام معلم ودانش آموزدربعدمنزلتی وکسب شرایط مطلوب کاردربعدمعیشتی ندارد،ودراین راه هزینه های مادی ومعنوی زیادی رامتحمل شده است.        

 

    متاسفانه عده ای از اعضای هیئت مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران (تهران) عهد و میثاق خود را با اساسنامه کانون زیر پا گذاشته،و با وجود تذکرات مکرر، به احزاب سیاسی پیوسته اند،ونامزدانتخابات مجلس هشتم شده اند. آنان بر این باورند که: "هنگام چیدن میوه کانون فرا رسیده است" ما به عنوان هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران که به چارچوب اساسنامه و فعالیت صنفی معتقد و متعهد هستیم جهت آگاهی معلمان و تشکل های صنفی سراسر کشور به شرح مختصری از آنچه گذشته است می پردازیم:

 

1-  این عده از اعضای هیئت مدیره ی کانون در سال 84 و 85 تحت عنوان "جبهه متحد فرهنگیان" که مرکب از حدود 6 تشکل سیاسی معلمان بود، فعالیت سیاسی داشتند. در تاریخ 9 و 10 شهریور 1385 در گرد همایی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در دانشکده دکتر علی شریعتی در خانی آباد تهران از طرف شورای هماهنگی به این عده تذکر آیین نامه ای داده شد که در فعالیت های سیاسی شرکت نکنند و آنها قول دادند که دیگر در جلسات جبهه متحد فرهنگیان شرکت ننمایند. حتی از طرف شورا به ایشان پیشنهاد شد "اگر تمایل به فعالیت سیاسی دارید، حزب سیاسی معلمان را تشکیل دهید".

 

2-  در اوایل مهر ماه 1386 باز همین گروه،انجمنی تحت عنوان "فعالان صنفی –  مدنی معلمان " تشکیل دادند و با احزاب سیاسی چپ و راست تشکیل جلسه داده و خود را نماینده کانون صنفی معلمان معرفی نمودند.

3-   باتذکرات آیین نامه ای فراوان ازاین عده خواسته شد،که اعتبارکانون وتشکل های صنفی رازیرسوال نبرند، وموجب سلب اعتمادمعلمان نگردند،همچنین ازایشان خواسته شد،ازعضویت درهیئت مدیره استعفاء دهند ،اماایشان همچنان به فعالیت سیاسی خودادامه دادند.

 

4-   درتاریخ 6/9/86 درجلسه شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسرکشور که پس ازملاقات بانمایندگا ن مجلس برگزارشد،ایشان می خواستند،مسئله شرکت درانتخابات راوارددستورجلسه نمایند،که بامخالفت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ازدستورجلسه خارج شد.

 

 

5-  پس ازجلسه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران درتاریخ 6/9/1386این عده برای اثبات ادعای خود و ردنظرشورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تصمیم گرفتند،به نظرسنجی غیر علمی وهدفمند ازمعلمان بپردازند. درنتایج این نظرسنجی آمده است که :  " 85 درصدمعلمان باحضور مستقل فرهنگیان موافقندو83 درصدازانهامخالف هرگونه ائتلاف بااحزاب سیاسی شده اند! "

پرسش این است،این عده چگونه خودرانماینده ی معلمان مستقل می دانند؟آیامجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ایشان را انتخاب کرده اند؟ازطرف دیگردرهمین نظر سنجی 83 درصدفرهنگیان مخالف ائتلاف بااحزاب سیاسی بوده اند،پس چگونه است که باحزب سیاسی ای که برای اکثر فرهنگیان شناخته شده است متحد شده اند؟ این عمل نقض غرض ومخالف نظرفرهنگیان می باشد.

6-       این گروه ادعامی کنند که مابه صورت فردی ومستقل درانتخابات شرکت کرده ایم و ازشخصیت حقوقی کانون استفاده نکرده ایم. در پاسخ باید گفت: هر تشکیلاتی مرکب از اعضای تشکیل دهنده ی خود است و زنده بودن آن تشکیلات بستگی به اندیشه تک تک افراد ان تشکیلات دارد. چنانچه به نام حقوق فردی اما به صورت جمعی وارد عرصه ای غیر از اهداف تشکیلات خود شوند بی گمان کل تشکیلات را زیر سوال برده و به گمراهی خواهند کشاند. شرکت دراحزاب سیاسی بدون استعفاازکانون، استفاده ی ابزاری از هویت حقوقی تشکل های صنفی معلمان می باشد.

 

7-       متاسفانه اين دوستان باصدوربیانیه  ي شماره یک به تاریخ 23/11/1386،تحت عنوان "انجمن صنفی-  مدنی معلمان ایران" راه خودراازکانون صنفی معلمان ایران،جداکرده اند.

 

     کانون صنفی معلمان ایران (تهران)با پای بندی و وفاداری به اساسنامه کانون صنفی معلمان و تشکل های صنفی سراسر کشور برای جلوگیری ازتغییرماهیت وانحراف کانون اعلام می دارد،که براساس ماده 1، تبصره 2  ماده 16 ،تبصره 7 ماده 17 اساسنامه،وبند4  ماده 6آیین نامه داخلی کانون گروه مذکور ازاساسنامه کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تخطی نموده اند،لذا این عده از این تاریخ به بعدهیچ سمتی درکانون صنفی معلمان ایران(تهران)ندارند.

  ضمنا انجمن "فعالان صنفی - مدنی معلمان ایران" و موسسات اقتصادی اموزشی مانند: شرکت تعاونی سرمایه گذاری فرهنگ ودانش،دبیرستان وپیش دانشگاهی غیرانتفاعی(مبین)بهارستان هیچ ارتباطی باکانون صنفی معلمان ایران (تهران)نداشته وندارد.

 

امیداست،که همکاران فرهنگی همچنان باهوشیاری بیشترپیگیرمطالبات صنفی خودباشند.

 

کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

تاریخ: 2/12/1386

 

حمید پور وثوق  نایب رئیس کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

علیرضا اکبری  عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

عبدالرحمن ایران نژاد عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

محمود دهقان آزاد عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

میر اکبر رئیس زاده عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

محمد خاکساری بازرس کانون ، مدیرمسئول وصاحب امتیازهفته نامه ي قلم معلم

ثریا دارابی سردبیرهفته نامه قلم معلم

اسماعیل عبدی فعال صنفی


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 0:3 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting