تبليغاتX
 یار دبستانی
 

نامه جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر خطاب به رییس جمهوری اسلامی ایران

به نام پروردگار دادگر

نامه جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

خطاب به رییس جمهوری اسلامی ایران

 

امام علی (ع) : عدالت چهره سياست را زيبايى و ثبات و قامت رعيت را استقامت و قوام و حريم مديريت را شكوه و جمال مى بخشد.

 

ریاست  محترم جمهوری اسلامی ایران ، جناب آقای دکتر احمدی نژاد

با اهداء سلام و احترام

    اینجانبان ، جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر - که از بیداد زمانه به تنگ آمده ایم -  شما را امین و مونس خود قرار داده ، دردمندانه رنجنامه خود را با شما از رفتار نامهربانانه و دور از انصافی که کارگزارانتان بر ما و همکارانمان روا داشته اند در میان میگذاریم. خدای عادل و توانا را گواه می گیریم که سخنی به ناحق و گزاف نگوییم و امید داریم که مساعدت و همدردی آن مقام فرهیخته مرهمی باشد بر درد و رنج تمامی معلمان این مرز و بوم و گره گشای مشکلات بیشمار آنان.

   جناب رییس جمهور !

   حضور معلمان این شهرستان در تمامی صحنه های انقلاب و جنگ وسازندگی و انتخابات و ... زبانزد خاص و عام است. ولی اکنون که با ندای رییس جمهور عدالت محورشان خواستار مهرورزی بیشتر با فرهنگیان و برقراری عدالت در بین کارکنان دولت شده اند با موج شدیدترین حملات و برخوردها و محکومیتها و تهمتهای ناروا مواجه گردیده اند. محکومیت همزمان هفت نفر از همکاران ما- که به حق از بهترین معلمان این شهرستان هستند -  و تنها خواستار اجرای لایحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت بوده اند – که آرزوی دیرینه تمامی معلمان کشور بوده اند – چنان بر ما گران افتاده است که ناگزیر به استمداد از آن مقام محترم گردیده ایم. صدور حکم اخراج یکی از معلمان نمونه شهرستان تنها دو ماه پس از دریافت لوح تقدیر مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بر درد و رنج ما افزود. حکم تبعید معلمی که به خاطر مشکلات خانوادگی ، پدر و مادر و برادر معلولش را تحت تکفل دارد آن هم به جرم اداره مغازه پدر!؟ دل اندوهگینمان را بیش از پیش شکست و به این فکر فرو رفتیم که به راستی مسئولین در کجا زندگی می کنند که نمیدانند با دویست و پنجاه هزار تومان حقوق آموزش و پرورش تامین مخارج خانواده شش نفری میسر نمیشود !

امام علی (ع) :  اگر خداوند براى ستم و بيداد ، كيفرى كه از آن بترسند نمى نهاد ثوابى كه در پرهيز از ستم مى  باشد عذرى براى نخواستن آن باقى نمى گذارد، زيرا عدالت جان جامعه و حيات قانون و رستگارى و كرامت همگان است.

  آقای رییس جمهور !

    آموزش و پرورش به کجا میرود؟ اخراج معلم نمونه شهرستان ، تبعید معلم به جرم فقر یا بازنشستگی اجباری معلم ایثارگر و رزمنده ، به چه معناست؟ چرا اتهامهای یکسان مجازاتهای متفاوت در پی دارد؟

 علی(ع) می خواهد پاکان و خوبان با عزت و سربلند زندگی کنند و هيچ انسانی برای آنکه فقيراست يا از مظاهر تمدن امروزين برخوردار نيست کوچک و حقير شمرده نشود.          ( جرج جرداق)

 

   جناب رییس جمهور !  

اینجانبان عمیقا از صدور چنین احکامی برای همکارانمان نگران و متاسفیم  و معتقدیم که ریشه اعتراضات چند ماهه اخیر فرهنگیان را باید به صورت کارشناسی شناسایی نموده  نسبت به رفع مشکلات اقدام نمود نه آنکه با معلمان چون معاندین و خوارج برخورد وآنان را تحقیر نمود. معتقدیم که آموزش وپرورش نیاز به جراحی دارد و تامین نیازهای معیشتی معلمان بایستی در اولویت قرار گیرد.

  

 اجراي عدالت بايد به مطالبه عمومي تبديل شود، درغير اينصورت كساني كه از اجراي عدالت ضرر مي‌كنند با هزاران ترفند درمقابل آن ايستادگي مي‌كنند .                                    دکتر احمدی نژاد

   جناب رییس جمهور !

   اما حکایت بیست و چهارم اسفند هشتاد و شش در اداره آموزش و پرورش شهرستان خمینی شهر حکایت دیگری است که تحقیقی فراتر از گزارشات یکسویه مدیر آموزش و پرورش این شهرستان را می طلبد. تحقیقی که در آن همه عوامل پدید آورنده اتفاقات آن روز بررسی شود. متاسفانه در حکمهای صادره هیئت بدوی تخلفات اداری استان اصفهان با نادیده گرفتن نقش سخنان تحریک آمیز و عملکرد فارغ از دوراندیشی مدیر اداره ( که به گواهی شاهدان عینی موجب وهن آموزش و پرورش و مقام معلم گردید و موجبات تحرکات بعدی را نیز فراهم آورد) فقط با استناد به سخنان معلمان و گزارشات همان مدیر معلمان مقصر شناخته شده و محکوم گردیده اند که این به نظر دور از انصاف می نماید.

آقای رئیس جمهور!

ما نگرانیم . نگران از آنکه فردا روزی دانش آموزی در کلاس درس معنی عدالت را از ما بپرسد و ما نتوانیم معنی درستی از این زیباترین واژه بشریت به وی ارائه دهیم. ما نیک میدانیم که عدالتی که اساس دولت شماست همان عدالتی است که در قرآن و روایات و کتب اخلاق بدان تاکید شده و علی(ع) در راه رسیدن به آن از جان گرامی خویش گذشت. ولی شاید دانش آموز ما نتواند به تناقض آن عدالت با اخراج و تبعید معلمی که دوستش دارد و از وی علم و اخلاق می آموزد پی ببرد...

                                                                         و من الله توفیق

                                                 جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر    

                                                                   چهارشنبه 24/ 5/ 1386


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 7:35 موضوع | لینک ثابت


تجمع فرهنگیان خمینی شهر در اعتراض به محکومیت همکاران صنفی با حضور اعضا صنف تهران

 

امروز یکشنبه چهارم شهریور ماه جمعی از معلمان شهرستان خمینی

 

شهر با حضوردر اداره آموزش و پرورش شهرستان نسبت به احکام

 

صادره همکارانشان اعتراض کردند. حضور آقایان خاکساری و بداقی در

 

 بین همکاران به نشانه همیاری با معلمان آسیب دیده شایان توجه بود.

 

   فرهنگیان خواستار گفتگو با مسئولین اداره بودند ولی مسئولین

 

 اداره حاضر به رودر رو شدن با معلمان نشدند. در پایان آقای

 

ابطحی ضمن تشکر از تجمع کنندگان بر پیگیری مطالبات معلمان

 

تا حصول نتیجه تاکید نمودند. 

 

همچنین نامه معلمان خمینی شهر خطاب به رییس جمهور توسط

 

همکاران امضا گردید.


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 8:2 موضوع | لینک ثابت


تفهيم اتهام

 

  امروزيكشنبه4/شهريور/1386آقاي سيدمجتيي ابطحي عضوكانون صنفي معلمان خميني شهربوسيله ي دادگاه انقلاب اين شهرستان تفهيم اتهام شد.ازديد قاضي محترم پرونده اتهام آقاي ابطحي " اقدام عليه نظام جمهوري اسلامي " مي باشد.نامبرده پيشتر توسط دادگاه انقلاب استان اصفهان به يك سال حبس تعليقي محكوم شده بود.

    وهمچنين توسط هيات تخلفات اداري سازمان آموزش وپرورش استان با دو گروه كاهش  به بازنشستگي زود هنگام مجبورشده بود.


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 8:0 موضوع | لینک ثابت


فردا روز موعود است...

 

 

تجمع معلمان خمینی شهر در اعتراض به

 

 

 حکمهای صادره توسط دادگاه تخلفات

 

 

اداری استان اصفهان علیه فرهنگیان

 

 

یکشنبه چهارم  شهریور ماه  

 

 

ساعت ۱۱ صبح

 

 

در اداره آموزش و پرورش خمینی شهر

 

 

از تمامی همکارانی که با جامعه دردمند فرهنگیان همراه و همدل هستند

 

 

انتظار داریم راس ساعت مقرر در همایش فوق شرکت نمایند.

 

 

جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

 

به نقل از نصف جهان


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 13:1 موضوع | لینک ثابت


نظرات شما:

نویسنده: بازداشتی
پنجشنبه 1 شهريور1386 ساعت: 8:52
با سلام به مدیر محترم وبلاگ
خطاب به معلمین ازاده:کدام یک از معلمین عزیز شعر معروف سعدی شیراز را نخوانده اند---------کدام یک از معلمین عزیز این شعر را به دانش اموزان خود تدریس نکرده اند؟ کدام فرهنگی نمی داند که این شعر زینت بخش سر در یکی از سازمانهای بین اللملی است--------می خواهم بپرسم ایا با شروع سال تحصیلی دوباره ان را زمزمه خواهیم کرد ----------ایا با این همه فشار واختناق باز هم --چو عضوی بدرد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار را بخاطر خواهیم اورد -------------تبعید شدگان را در یابیم--

نویسنده: كميته معلمين آزاده
شنبه 3 شهريور1386 ساعت: 10:12
با سلام و خسته نباشيد
با توجه به شرايط فعلي و احكام سنگين معلمان و همكاران عزيزمان بايد دنبال كمك و حمايت از آنان باشيم اين هم فقط با همبستگي بيشتر و گسترده تر موفق ميشود
مدتهاست منتظر بوديم به همكارانمان كه با حكمهاي ناحق مواجعه هستند كمك كنيم
با شما هم عقيده هستيم و حمايت خودمان را اعلام ميكنيم
كميته معلمين آزاده


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت


نقدی بر اقدامات مسولین در مواجهه با اعتراضات معلمین با توجه به قانون اساسی

 

با سلام

زمانی نسبتاً طولانی است که به عنوان یک معلم، دنبال راهکاری منطقی، اعتدالی و چندجانبه می گردم تا به عنوان یک شهروند ایرانی؛ از حقوق قانونی خود- مصرح در قانون- برخوردار باشم.

قبل از اتخاذ یک راهکار با توصیفی که پیش از این آمد، باید ببینیم معلمین ایران چه می خواهند؟ مخاطب آن ها کیست؟ برای تحقق خواسته های خود به چه پیشرفت هایی نایل شده اند؟ موانع پیشرفتشان چیست؟ و دست آخر این که برای تحقق خواسته های خود چه باید بکنند؟

در این مقال در حد وسع خویش، شاید به برخی از این سؤالات پاسخ داده شود و پاسخ به سؤالات دیگر را به ذهن خواننده ی فهیم می سپارم.

برای پاسخ سؤال اول(معلمین ایران چه می خواهند؟) توجه به پلاکاردها، دست نوشته ها، شعارها، سخنرانی ها، گفت و گوها و مصاحبه های معلمین؛ مبیّن این نکته است که؛ معلم نیز همچون سایر اقشار فهیم جامعه، خواهان حقوق مادی و معنوی از دست رفته ی خویش است که به بخشی از آن ها(تأکید می کنم تنها به بخشی از آن ها) در لایحه ی مدیریت خدمات کشوری توجه شده است. بنابراین اجرای لایحه ی مدیریت خدمات کشوری خواسته ی معلمین ایران بود. اما از آن جایی که معمولاً هر حاکمیتی به راحتی تن به درخواست مردم نمی دهد با این درخواست از طرف حاکمیت، موقتاً موافقت نشد و طرح این خواسته و اصرار بر آن؛ تنش هایی را به وجود آورد و عملاً ابزارهای حاکمیت از جمله: وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی و وزارت آموزش و پرورش در جهت خواسته های حاکمیت به تکاپو افتادند که از این میان صحبت های وزیر آموزش و پرورش و عدم حمایت ایشان از خواسته های بر حق معلمان بر آتش این کوره افزود و با برخوردهای ناصوابی که با معلمین و نمایندگان واقعی آن ها در انجمن صنفی صورت گرفت شعله های این ناآرامی فزونی یافت و دامنه ی خواسته های معلمین؛ به آزادی همکاران خود و استعفای وزیر نالایق آموزش و پرورش کشیده شد.

هر چند نظام جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ماهیت و محتوای دموکراتیک خود باید به خواسته های مردم توجه می نمود ولی در این مقطع و در جریانات اعتراضی معلمین، کمترین توجه لازم را از خود نشان داد و با کمترین اغماضی که می توانست با معلم های معترض برخورد کرد حال آن که مگر معلم معترض جز احقاق حقوق از دست رفته ی خویش چیز دیگری نیز می خواست؟ مگر نه این که ما بر علیه رژیم ستمشاهی انقلاب کردیم تا به استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برسیم؟ خواسته های معلمین با کدام یک از این اصول منافات داشت؟! طرح خواسته های معلمان نه تنها با اصول انقلاب منافات نداشته و ندارد بلکه با اصول مختلفی از قانون اساسی هماهنگی کامل داشته و دارد.

اصل سوم قانون اساسی اشعار می دارد که:«دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه ی امکانات خود را برای امور زیر به کار ببرد: ...9- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی...»

آیا دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران به این بند از اصل سوم قانون اساسی توجه نموده است؟

در اصل هشتم قانون اساسی آمده که: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل برعهده ی مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت...»

آیا پاداش افرادی که برای دعوت به خیر و امر به معروف(قسط و عدل) و نهی از منکر(بی عدالتی) وظیفه ی خود دانستند که مسوولین امر را از کاستی های وضع موجود آگاه کنند؛ زندانی، تبعید، انفصال از خدمت و احکامی از این دست بود؟

هل جزاء الاحسان الّا الاحسان؟(سوره ی الرحمن آیه ی 60)

در اصل نهم قانون اساسی آمده که: «...هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور؛ آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند

اصل بیست و دوم قانون اساسی می گوید: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند

شما با چه مجوّزی به مال، حقوق و شغل معلم ها تعرض کردید؟! آیا می دانید که قانون اساسی؛ قانون مادر است و دیگر قوانین باید تابع آن باشند وگرنه از حیّز انتفاع ساقطند؟

اصل بیست و ششم قانون اساسی تصریح دارد که: «احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و... آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آن ها منع کرد...»

من از شما می پرسم: انجمن صنفی معلم ها کدام یک از اصول؛ استقلال، آزادی، وحدت ملّی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض کرده بود؟

مگر اصل بیست و هفتم قانون اساسی نمی گوید که: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد استآیا ما اسلحه داشتیم؟ یا اعتراض صنفی ما مخل مبانی اسلام بود؟!

مگر در اصل سی و سوم قانون اساسی نیامده که: «هیچکس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه اش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر می داردپاسخ دهید؛ اولاً: طبق کدام قانون مجوّز تبعید معلم ها را به دست آورده اید؟ ثانیاً: جرم آنان چه بوده که مستوجب این حکم ناعادلانه شده اند؟

مگر در اصل سی و پنجم قانون اساسی نیامده که: «در همه ی دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل فراهم گرددچرا به مُرّ قانون توجه نمی کنید؟ و آن را به راحتی زیر پا می گذارید؟ دادگاهی فرمایشی برگزار می کنید در حالی که حکم را از قبل آماده کرده اید. اجازه ی ورود حتی وکیل متهم را به بی دادگاه نمی دهید.

این ها که گفتم تنها مشتی از خروارها بی توجهی شما به قوانین از جمله قانون اساسی(به عنوان بزرگترین و محکم ترین میثاق و پیمان میان حکومت و ملّت) بود. توقع نداشته باشید که خود به میثاق ها پایبند نباشید و ملّت یک طرفه پایبندی خود را به آن اعلام کند و وفادار بماند. درست است که معلم؛ ملّت نیست، اما بترسید از زمانی که با دانشجو، کارگر و دیگر اقشار دلسوخته ی جامعه به عنوان ملّت، برعلیه وضع موجود برآشوبد که دیگر آن زمان هیچ نیرویی یارای مقاومت در برابرمان را ندارد.

من به عنوان یک عضو از جامعه ی معلمین ایران به سایر همکاران فهیم و شجاع خود توصیه می کنم اعتدال، اتحاد و هماهنگی را از یاد نبرند. ضمن این که با یادآوری روزجهانی معلم(13مهر) پیشنهاد می کنم؛ فعالیت های اعتراضی خود را از13مهر آغاز کنیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!   

                                         برگرفته از : صدای معلم


 

نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting