نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 23:34 موضوع | لینک ثابت
به نام خداوند جان و خرد
« خداوند بیامرزد کسی را که چون حقّی را مشاهده نمود به آن کمک نماید یا ستمی را که دید از آن جلوگیری به عمل آورد و به زیان ستمگر فعالیت نموده و ستمدیده را یار و یاور باشد. » علی(ع)
حضرت آیت اله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوۀ قضاییۀ جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام؛
روزی که حضرتعالی در هنگام تحویل قوۀ قضاییه آن را به ویرانهای تشبیه نمودید این امید در دل بسیاری از دلسوزان ایجاد شد، که به زودی جامعه شاهد تحولات مثبت و گستردهای برای آبادکردن این ویرانه خواهد بود و سخنان اثر بخش شما که هر از چندگاهی در رسانهها منتشر میگردید این امید را تقویت مینمود که حضرتعالی بر اصلاح این نهاد مهم مصمّم هستید.
تصور بسیاری بر این بود که ریاست محترم قوۀ قضاییه علاوه بر ایجاد تغیرات بنیادی و ساختاری از جمله تغییر در قوانین و در کنار آن نظارت و پیگیری مستمر بر نحوۀ اجرای صحیح قوانین مربوطه این قوه را به سوی اهداف واقعی خود هدایت خواهند نمود و با تأکید بر حقوق ملت بویژه حقوق شهروندی که در اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته است اعتماد جامعه را به سوی خود جلب خواهند کردکه البته گامهای مهم و مثبتی نیز در این مسیر برداشته شده است اما به نظر میرسد که موانع مختلفی نیز بر سر راه بوده و هست که مانع از تحقق بسیاری از برنامهها، اهداف و آرمانهای ریاست محترم این قوه برای نیل به اهداف پیشبینی شده گردیده است و تذکرات مکرر آن جناب در رابطه با اجرای دقیق قوانین حقوق شهروندی مصوب سال 1383 از مصادیق بارز پیگیریها و نگرانیهای آن مقام میباشد.
معالوصف متأسفانه علیرغم تأکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر استقلال قوای سهگانه بعضاً شاهد هستیم که دولتها با استفاده از رانت قدرت، حقوق شهروندی را نادیده میگیرند و به این وسیله حق مظلوم را پایمال و صدای حقطلبانۀ آنان را خاموش مینمایند. یکی از مهمترین این اصول، اصل 27 قانون اساسی است که برگزاری تجمعات و راهپیماییها را بدون حمل سلاح چنانچه مخلّ مبانی اسلام نباشد آزاد دانسته و هیچ قید دیگری به آن نیفزوده است. در این رابطه چنانچه به مذاکرات خبرگان قانون اساسی مراجعه شود به روشنی تأکید شده است که حتّی آوردن قید مخلّ امنیت عمومی نیز میتواند بهانهای به دست دولتها بدهد تا مانع اجرای این اصل مترقّی قانون اساسی شوند لذا با این قید هم مخالفت شده است. اما مسئولان دولتی بدون اعتنا به این اصل مهم در برابر اجرای آن مقاومت نموده به طوری که بدون هیچ عذر موجه نه تنها با تقاضای مکرر ما برای برگزاری تجمعات و راهپیماییها به مناسبتهای مختلف موافقت ننمودند بلکه حتی از پاسخ منفی مکتوب به اینگونه درخواستها نیز اجتناب مینمایندتا جایی که برگزاری تجمعات قانونی در اماکن مسقّف نیز با موانع جدی مواجه شده که در صورت نیاز شواهد مربوط به این ادّعا در اختیار حضرتعالی قرار خواهد گرفت.
جناب آقای شاهرودی؛
سؤالی که پیش روی همهی ماست این است که در وضعیت فعلی که از یک سو همه مسئولان عالیرتبۀ کشور بر نقش ارزندۀ معلمان در عرصههای مختلف تأکید دارند و بر ظلم و اجحاف و تبعیضی که طی سالهای متمادی در حق آنها روا داشته شده اقرار مینمایند وازدیگرسومطالبات بیش ازپانزده سال معلمان پرداخت نمی شود
و وعدهها ی چندین ساله مبنی بر اجرای نظام هماهنگ پرداخت به فراموشی سپرده میشود و از دستور کار دولت و مجلس خارج میشود چه باید کرد؟ آیا وظیفۀ یک نهاد مدنی نیست که به فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر عمل نموده و مسئولان را ارشاد نماید؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر مختص حاکمان است و مردم حق ندارند به این فریضۀ الهی عمل نمایند و وظایف فراموش شده مسئولان را به آنان گوشزد نمایند؟ آیا اعتراض آرام، قانونی و هدایت شده آن هم در مقابل خانه ملت و با حضور نمایندگان ملت نسبت به عدم تحقق یک خواستۀ مشروع جرم محسوب میشود؟ آیا اعتراض به مسائلی همچون وجود تبعیض و بیعدالتی، عدم پرداخت مطالبات معوقه، افت شدید تحصیلی، مدیریتهای ناکارآمد و ... مخلّ مبانی اسلام است؟ آیا بزرگان ما نفرمودهاند که هرکس صدای مظلوم را بشنود و اجابت نکند مسلمان نیست؟ به راستی کدام خواسته، رفتار یا گفتار فرهنگیان مخالف مبانی اسلام یا امنیت ملی بوده است؟
رشد اجتماعی فرهنگیان حاضر در مقابل مجلس به حدّی بود که میتوانست باعث فخر مسئولان نظام باشد و به عنوان نمادی از مردمسالاری دینی در جهان مطرح شود اما در نهایت ناباوری روز 23 اسفند 1385 مسئولان انتظامی و امنیتی به شکلی کاملاً غیرمنتظره ضمن برخورد شدید با فرهنگیانی که در آرامش برای شنیدن سخنان نمایندگان خود به مقابل مجلس آمده بودند تعداد زیادی را دستگیر و به زندان بردند و به این وسیله برای بدخواهان خوراک تبلیغاتی درست کردند. برخی از این معلمان ایام عید و برخی بعد از آن را در زندان سپری کردند و تعداد زیادی از آنها از اسفند تا کنون با احکام سنگینی همچون انفصال خدمت، کسر حقوق، بازنشستگی پیش از موعد، تبعید، اخراج و زندان تعزیری مواجه شدهاند و تعداد دیگری نیز احکام جدیدی را در شهریور و مهرماه از دادگاه انقلاب اسلامی دریافت خواهند نمود.
جناب آقای شاهرودی؛
این همه فشار آن هم به فرهنگیان جامعه به چه منظوری صورت میگیرد؟ آیا به صلاح جامعه است که معلمان آن که میبایست فرزندانی شجاع تحویل جامعه دهند به سکوت کشیده شوند و عزلت اختیار نمایند؟ به راستی از این
بیتفاوتی چه کسانی سود خواهند برد؟
علاوه بر این در طول دوران زندان بسیاری از مواد قانون حقوق شهروندی که حضرتعالی مکرراً بر اجرای دقیق آن تأکید داشتهاید آشکارا نقض گردیده است. کانون صنفی معلمان ایران ضمن تشکر از موضع صریح و شفاف شما در ارتباط با ماجرای 23 اسفند 1385 ، اعتراض خود را نسبت به احکام فوقالذکر ازجمله حکم اخیر (سه سال زندان تعزیری برای آقای علیرضا هاشمی) اعلام کرده و از شما تقاضا مینماید که ضمن ایجاد فرصت مناسب برای ملاقات و گفتگوی مستقیم، شرایطی را فراهم نمایید تا ضمن تجدید نظر در برخوردهای قهرآمیز با فرهنگیان اقدامات لازم برای پیگیری تخلفات صورت گرفته در زندان انجام گیرد. امید است با تلاش و پیگیری حضرتعالی و همکاری فرهنگیان،تقابل غیرمنطقی موجود که مورد بهرهبرداری بدخواهان قرار گرفته به تعامل و گفتگو تبدیل و حقوق شهروندی آنگونه که شایسته است اعاده شود.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
30/5/86
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت
معلمان در ايران تنها صنفي هستند, كه به رغم مانع تراشيهاي دولت و مسولان موفق شده اند, فعاليتهاي صنفي و سراسري ومستقل از نهادهاي دولتي را تحت عنوان كانون صنفي معلمان ايران تشكيل دهند ,در اين بحث نمي خواهيم به عملكردهاي كانون بپردازيم ,بلكه ميخواهيم نگاهي به عملكرد دولت در راستاي مسكوت كردن جنبش فرهنگيان بي اندازيم.
اين صنف آگاه طي ماههاي اخير براي حق طلبي و مقابله با محروميتهاي خود عليرغم تمام تهديد ها و اخراجها جنبش سراسري گسترده اي را در سراسر كشور به راه انداخته , خواسته محوري معلمان رفع تبعيض حقوقي و اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت است. مقامات بيش از سه سال است كه وعده اجراي اين قانون در مورد معلمان و هماهنگ كردن نظام پرداخت آنها با كاركنان ممتاز دولت را داده اند, اما تا الان زير بار اجراي آن نرفته و بودجه آن را به تصويب نراسانده اند. در مقابل اعتراض معلمان, بخشي از فعالين معلمين به زندان افتاده يا احكام انفصال از خدمت يا بازنشستگي اجباري گرفته اند
اين در حاليست كه سالانه بودجه هاي مربوط به نيروي نظامي و انتظامي افزايش صعودي داردتا بهتر بتوانند انجام وضيفه كنند!!!.
در حالي كه, بعد از تمام اين كش و قوس ها ,دامي را به عنوان سهام عدالت در مقابل معلمان گسترده اند, تا هدف بين معلمان كمرنگ شود و بين معلمان تفرقه بيفتد .
فروش اين سهام ابتدابصورت اينترنتي انجام شد,اما بعد فرم ها بصورت دستي به مدارس فرستاده شد, تا بعد از تكميل به ادارات آموزش و پرورش تحويل بدهند, براساس اين فرم هر فرهنگي بايد مشخصات خود و افراد تحت تكلفش را ذكر كند در صورتيكه گزارشگر روزنامه سرمايه در يك نظر سنجي چنين گفته است :
” پروانه .ت: فرم را تحويل دادم اما چه خودم و چه همگارانم هيچ حسابي روي اين سهام باز نكرده ايم صحبت خاصي هم از مسئولان حول اين موضوع نشنيده ايم ,
معلمي ديگر :”شنيديم كه از اول مهربه هركس كه فرم را پر كرده باشد سهامي معادل پانصد هزار تومان واگذار ميشود, بعضي ها ميگويند: ارزش اين سهام دويست و پنجاه هزار تومان است و تا دوسال حق فروش نخواهيم داشت پس از دوسال ارزش سهام پانصد هزارتومان خواهد شد, حالا در اين دوسال معلمان چه كاري كنند, الله اعلم .
اين در حاليست كه اگر مالكيت بخشي از سهام كارخانه هاي دولتي را به معلمان محروم انتقال دهند شكل در آمد ناكافي و فقر زدگي آنان را نميتوانند حل كنند.كارخانه ها ي دولتي به شرطي ممكن است سود ده شوند كه كه بهره وري توليد آن ها بالا رود بالا رفتن بهره وري توليد دراين موسسات به نوبه خود مشروط به مديريت آن است و واگذاري آن به بخشهاي كاملا خصوصي و.... در حاليكه در حال حاضر هفتاد در صد اين سهام ها در اختيار دولت است و تنها معلمين ميتوانند روي سي در صد سرمايه گذاري كنند و قانون اين كارخانه ها دولتي است ,دست كم تا دوسال هم معلمين نميتوانند از اين سهام استفاده كنند,تازه بعد ازدوسال اگر سود آوري كارحانه و بهره وري آن كامل باشدشايد بشود گفت كه فرجي حاصل شده.
اما سوال اساسي اينجاست ,چرا كارگران كارخانه ها كه در زير بار فقر كمرشان خم شده است و حال و روزي بهتر ازمعلمان ندارند نميتوانند از اين سهام استفاده كنند و خودشان سهامداران كارخانه اي بشوند كه عمرشان را در آن سپري كرده اند ؟
اينجاست كه دم خروس بيرون ميزند و طرفند سهام عدالت بارز ميشود
در حاليكه كسري در آمد و برخورد تبعيض آميز بامعلمان در پرداخت حقوق , زندگي مادي آنها را فلج كره است, اين در ماندگي و فلج معيشتي داروي نقد و افزايش حقوق معلمان را ميطلبد ,نه وعده هاي پنبه دانه اي سهام عدالت . اكثريت معلمان بر اين اشراف دارند ,معلمان هم با درايت كامل اين طرح را به خود طراحان برگرداندند و با توجه به تمام تبليغات كمتر آز3/1جامعه معلمان اين فرمها اينتر نيت را پركرده اند به طوريكه تمديد مهلت براي پركردن اين فرمها نيز ثمر بخش نشد و اين نشان دهنده اين است كه علي رغم هرگونه نقض كمبودي در جنبش صنفي معلمان اما حركات ونكته سنجي هاي كانون و اتحاد سراسري معلمين بينانگر جنبش مستقلي است كه در عزمش واتحادش خللي نيست
برداشت از اندیشه معلم
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 23:25 موضوع | لینک ثابت
| سه شنبه 30 مرداد1386 ساعت: 7:19 | توسط:بازداشتی | |||
| پس اقای نادر قدیمی ان یار دبستانی ما که سه ما حقوق نگرفته و الان هم در سکوت تعطیلات تابستانی- به به 5 سال تبعید به خراسان جنوبی محکو شده را هم اضافه کنید | ||||
| دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت: 12:32 | توسط:صدای معلم | |||
| سلام همکار گرامی با کمال میل شما را لینک می دهیم! ![]() ![]() | ||||
| یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت: 8:37 | توسط:کمیته معلمین آزاده | |||
| سهام عدالت يا مقابله با جنبش فرهنگيان در حاليكه كسري در آمد و برخورد تبعيض آميز بامعلمان در پرداخت حقوق , زندگي مادي آنها را فلج كره است, اين در ماندگي و فلج معيشتي داروي نقد و افزايش حقوق معلمان را ميطلبد ,نه وعده هاي پنبه دانه اي سهام عدالت . ادامه در انديشه معلم كميته معلمين آزاده | ||||
| سه شنبه 23 مرداد1386 ساعت: 8:9 | توسط:علی | |||
| همه ما مدیون و شرمنده معلمان صنف هستیم آنها برای ما وارد میدان شدند | ||||
| سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت: 10:49 | توسط:اتحاد معلمین | |||
| چرا بايد ما به خاطر تماس با همكارانمان به وزارت اطلاعات احضار بشويم ؟؟؟ وزارت اطلاعات حتي حق نفس كشيدن را از ما گرفته ودرواقع غير قانوني زنده ايم . مگر جرم ما چيست جز اينكه در تجمعات قانوني در بهار امسال شركت كرديم اگر اين جرم است , ما به اين جرم افتخار ميكنيم ..... | ||||
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 22:28 موضوع | لینک ثابت
آیا این احکام سبب می شود ،که معلمان ایران از خواسته های خود دست بکشند؟
در پی صدور حکم 5سال تبعید برای آقای نادر قدیمی به خراسان جنوبی توسط آقایان: محسن جام بزرگ؛ علیرضا صادقی و محمد رضا رعد که پیش تر خوانندگان گرامی از آن آگاه شدند .
احکامی از این دست برای دیگر دوستان و همکاران ما درهمدان به شرح زیرصادر شده است.
1- یوسف زارعی به سه سال تبعید به استان ایلام
2- هادی غلامی به یکسال انفصال از خدمت
3- یوسف رفاهیت کسردو گروه برای مدت 2 سال
....................................همچنین>>>>>>
امروزچهارشنبه 24/امرداد/1386 آقایان سیدهاشم خواستار وهادی لطفی نیا فعال صنفی کانون معلمان مشهد تفهیم اتهام شدند.اتهام نامبردگان به شرح زیر می باشد :
1- تشویق معلمان به اعتراض،تحصن وتجمع
2- تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
3- تبلیغ برای جنبش معروف به ملی مذهبی ها،ونهضت آزادی مشهد.
اما آقای ایرج توبیهای نجف آبادی از طرف هیئت بدوی سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی اینگونه تفهیم اتهام شد:
۱-تعطیلی کلاس های درس
۲- تحریک معلمان به تحصن وتجمع
۳-تشویق همکاران به نشست در مدارس و سازمان آموزش وپرورش مشهد
۴- بنا به ادعای حراست ناحیه ۶آموزش وپرورش مشهد نامبرده به رئیس ناحیه توهین کرده ،وبایستی ظرف مهلت 10 روزدفاعیه ی خودرا به حراست ارائه کند.
.....................................همچنین>>>>>>>>>>
آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران درتازه ترین حکم صادره به اتهام تحریک معلمان به اعتصاب تجمع وتحصن واخلال در امنیت کشور به 3 سال حبس تعزیری توسط دادگاه محترم انقلاب تهران محکوم شد.
آقای هاشمی پس از گذراندن 19 روز زندان انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86 به 2سال تبعیدبه شهر ری و 3ماه انفصال از خدمت محکوم شده بود.
آقای علی پورسلیمان مسئول کمیته ی تشکیلات سازمان معلمان ایران پس ازگذراندن 19 روز بازداشت انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86 ، به 2 سال تبعید به شهرستان اسلامشهرو3ماه انفصال ازخدمت محکوم شدند.
آقای محمدداوری مسئول اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران پس ازگذراندن 19 روز بازداشت انفرادی دراسفندوفروردین ماه سال85و86 به 3 ماه انفصال از خدمت محکوم شده است.دادگاه بعدی آقای داوری هنوز تشکیل نشده و ایشان چشم به راه احضاریه وتشکیل دادگاه دیگری هستند.
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 6:18 موضوع | لینک ثابت
| جمعه 12 مرداد1386 ساعت: 22:57 | ||||
| همكاران عزيز سلام خواهشمند است. به عرض دوستان عزيز وياران پايدار ما آقايان حميد مجيري و مجتبا ابطحي وهمه ي كساني كه دراين راه هزينه پرداخته ويا خواهند پرداخت برسانيد. معلم هرجاباشد معلم است،درمدرسه،در كوچه درخيابان در زندان ودر هركجاي دنيا كه باشد،معلم است.همه جاي زمين كلاس درس است ،همه ي ديوارها ي سرزمين مات ايران تخته سياه معلم است.و مبارزه باستم ، افتخار ديگر ي است كه روح بلندشما وبسياري از معلمان ايران به آن مزين شده است. | ||||
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 11:15 موضوع | لینک ثابت
آقاي ابطحي متاسفانه شما هزينه ي بسياري در راستاي اعتراضات اخير پرداخته ايد،همكاران شريف هم با نام و چهره ي شما آشنايي دارند.خواهش مي كنم بيشترخودتان را به خواندگان گرامي بشناسانيد.
ليسانس فيزيك هستم،از30/آبان ماه/1360 در استخدام آموزشو پرورش بوده ام،وفيزيك تدريس مي كنم.داراي 25 سال پيشينه ي خدمت مي باشم.
بسياري ازدانش آموزانم تحصيلات دانشگاهي دارند.ودرپست هاي گوناگون ازجمله خود آموزش و پرورش دارند خدمت مي كنند.
داراي 3 فرزندپسرو3 فرزند دخترمي باشم،3ته تاازفرزندانم داراي مدارج دانشگاهي دررشته هاي فيزيك،رياضي كاربردي و مهندسي هوافضامي باشند.
حكمي كه هيات بدوي براي شما زده چيست؟ به چه خاطر؟
هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان بنده را به بازنشستگي زودهنگام و كاهش دوگروه محكوم كرده است.به جرم اينكه ماوهمكارانمان فرياد مي زنيم، كه آموزش و پرورش درخطراست،آينده ي جوانان اين مرزو بوم درخطر است،درجامعه تبعيض هست.اين كاربيشتربراي آسيب رساندن به فعاليت هاي تشكلها ي صنفي وايجاد نگراني بين همكاران اين رفتارهاراازخودنشان مي دهند.
آيا به اين حكم معترض هستيد؟ مي خواهيد چگونه اعتراض خود را ابراز كنيد؟
بنده شديدا به اين راي معترض هستم.وبايد براي شيوه ي بيان اعتراض خود بيشتر بينديشم.
اتهام واردشده به شما چيست؟ آيا شما اين اتهامات رامي پذيريد؟
موارد اتهام از ديدآنها :
ترك محل خدمت،شركت در تجمعات و اعتصابات غيرقانوني،و تحريك همكاران به اعتراض واعتصاب بيان شده است،اهانت،هتك حرمت به مسئولين و نشر اكاذيب به هيچ وجه ،نه تنها براي اينجانب مجازاتي نبايد وضع شود بلكه صادر كنندگان اين گونه آراء به خاطر پرونده سازي وتهمت زدن وقانون شكني بايد مورد باز خواست قرار گيرند. . من وهمكارانم هيچكدام از اين اتهامات را نمي پذيرم.
با آقاياني كه اين احكام را صادر كرده اند، چه سخني داريد؟
قطعا من از آنها نمي گذرم . آنها اگر قدرت خداوند رانافذ مي دانند،بايستي بيشتر در مورد اينگونه احكام بينديشند. پرسش من از آنها اين است كه:
آيا پس از صدور اين احكام آرامش دارند؟!
چه صحبتي باهمكاران خود داريد؟
از همكاران مي خواهم كه بيشتر بردبار و شكيبا باشند.و ازاين برخوردها نگران نباشند. آنچه ماندني است حق است. وستم ناپايداراست. بنابراين من خواهشم از همكاران اين است كه تلاش كنند،كه حق را كمك كرده واز باطل دوري كنند.ماهمواره خواهان عدالت هستيم.
آقا مجتبا از اين پس براي معيشت خانواده چه راهكاري انديشيده ايد؟
خداوند بزرگتر از آن است كه ما و آنها فكر مي كنيم،وانسان كوچك تر از آن است كه بتواند، روزي كسي را كمتر يا بيشتر كند.من وظايفي در برابر آفريدگار خود دارم.كه اميدوارم بتوانم به وظايف خود عمل كنم. روزي من و همه ي آفريده ها دست خداست.
اگر سخن ناگفته اي داريدبفرماييد.
حضرت علي ابن ابيطالب درنامه اي به عثمان ابن حنيف استانداربصره نوشته است:
اي پسر حنيف هركسي را امامي است،اگر امام تو من هستم،از خوردني ها به دو قرص نان و از پوشيد ني ها به دو جامه ي كهنه بسنده كرده ام. تونمي تواني مانند من باشي ، لكن مرا با ورع وزهد ياري كن، شنيده ام برسر سفره اي نشسته اي كه از آن سفره فقرا را بهره اي نيست.
اكنون پرسش اين است كه:
آيا مسئولين ما برسر سفره اي مي نشينند،كه فقرا از آن بهره مند هستند؟
.......................................
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
آقاي مجيري اگر چه شمابراي فرهنگيان وخوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس ازاين همه سال پيشينه ي خدمت چگونه زندگي مي كند،وكسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيه اي دارد؟
به نام خدا
من حميد مجيري هستم،اهل خميني شهراصفهان،معلم رياضيات،با مدرك فوق ديپلم رياضي ، 14 سال است كه تدريس مي كنم،بخش مهمي ازدرآمدم صرف پرداخت قسط خانه مي شود.معلمي را دوست دارم. و به دانش آموزان عشق مي ورزم. با موسيقي هم مانوس هستم،بسياري از دانش آموزان من فارغ التحصيل دانشگاه هاي معتبر هستند.وقتي آنها را مي بينم كه اينچنين از لحاظ تحصيل پيشرفت كرده اند لذت مي برم. احساس مي كنم درخت زندگي و تلاش من به ثمر نشسته است.
آقاي مجيري با كمال تاسف شنيده ايم كه شمارا ازكار و تدريس اخراج كرده اند،بفرماييد اين حكم به وسيله ي چه كساني صادر شده است؟
بله، درست است. روز 24تيرماه 1386 نامه اي توسط هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان ،كه مهر و امضا شدبود، به دستم رسيد. برپايه ي اين حكم من از تاريخ 7/تيرماه / 1386 ازكاروتدريس بركنارهستم.
حميد آقا مي شود بفرماييد؛ ازديد هيات بدوي، شما به چه جرمي اخراج هستيد؟
از ديدگاه هيات بدوي تخلفات و اتهامات من :
*** شركت در تحصن، اعتصاب در مدرسه، تظاهرات غير قانوني ، و تحريك معلمان به تحصن، تجمع و اعتصاب.
*** نشر اكاذيب، اهانت و هتك حيثيت.
*** ترك خدمت در اوقات مقرر اداري است.
اما ازديد خودم وهمكاران فرهنگي، جرم من عدالت طلبي، حق خواهي، و درخواست ازمسئولين براي عمل به وظايف قانوني و اجراي قوانيني كه از طرف دولت و مجلس تصويب شده است.
بطور ويژه بفرماييد درخواست صنفي شما از مسئولين چيست؟
درخواست هاي صنفي معلمان دربيانيه ها و روزنامه هاوبرخي تومارها گفته شده،اماتوجه به مسائلي مانند:افزايش حقوق معلمان تا بالاي خط فقر،نگاه مسئولين به مشكلات معلمان اززاويه ي صنفي نه سياسي وامنيتي،پذيرش اتحاديه هاوكانون هاي صنفي معلمان كشوربه عنوان نهادي قانوني،مهم مي باشد. زيرااين تشكل هابسترخوبي براي انتقال مسائل ومشكلات معلمان به مسئولين مي باشد.
آياازديدشماميزان جرم ومجازات باهم برابرهستند؟
من جرمي مرتكب نشده ام،همه ي تجمعات وتحصنات كاملا قانوني مي باشد.واين شيوه ي مجازات اصلا به حق نيست.
ازديد شما امضا كنندگان اين حكم چه پاسخي به خداوند خواهند داد؟
خوشبختانه من جاي اين افراد نيستم،و آنها خودشان بايد پاسخگوي اين پرسش باشند.اما آنهايي كه دستپاچه و با شتاب چنين احكامي صادر مي كنند،در آينده به عذاب وجدان گرفتار خواهندشد.
وبه جرات مي گويم اين نخستين فرياد عدالت خواهي وحق طلبي نبوده و بي گمان آخرين فرياد هم نيست،هيچكس نمي تواند با ظلم وستم وتزويروبيداد،فرياددادخواهي مظلومان راخاموش كند.
هرشب ستاره اي به زمين مي كشندوباز اين آسمان غمزده غرق ستاره است.
حميد جان ازاين پس مي خواهيد چگونه معاش خانواده ي خود را فراهم كنيد؟
خداوند مهربان وبلند مرتبه است ، بي گمان مارا تنها نخواهد گذاشت.من هميشه به خدا پناه برده ام. و از اين پس هم تنها پناه گاهم او خواهد بود.
پایان
نوشته شده توسط کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 7:39 موضوع | لینک ثابت
|
رديف |
نام ونام خانوادگي |
محل خدمت |
نوع حكم |
قرار آزادي |
|
1 |
مجيري حميد |
خميني شهر |
اخراج دائم |
****** |
|
2 |
ابطحي سيد مجتبي |
خميني شهر |
بازخريدزود هنگام30روز بازداشت |
40ميليون ت |
|
3 |
عمادي عبدالرسول |
خميني شهر |
تبعيد به اراك |
****** |
|
4 |
خانم ديباجي |
خميني شهر |
بازنشست زود هنگام |
***** |
|
5 |
ستارزارع |
خميني شهر |
3سال تبعيد به كهگيلويه وبويراحمد |
***** |
|
6 |
حسين برخوردار |
خميني شهر |
5سال تعيد به استان سمنان |
***** |
|
7 |
خانم شرافت |
خميني شهر |
توبيخ با درج در پرونده |
****** |
|
8 |
....... |
.... |
....... |
...... |
|
9 |
باغاني علي اكبر |
تهران |
50 روز بازداشت سه ماه انفصال |
30ميليون ت |
|
10 |
خاكساري محمد |
تهران |
3روزبازداشت |
100ميليون ت |
|
11 |
..... |
... |
..... |
... |
|
12 |
اكبري نبي عليرضا |
تهران |
26 روز بازداشت انفرادي |